زبان انسان هم انسان را به طرف غفلت می کشاند یه مجلسی نشسته اند فامیل هستند دوستان هستند دوستانی که در دوران مدرسه با هم بودند حالا همدیگر را دیدند می نشینند زیاد به یاد مدرسه که همچین کردیم گرم صحبت و حرف ٬ انسان یه دفعه ساعت رو نگاه می کنه عجب دو ساعت ما اینجا نشستیم خیلی هم خوش گذشته اما مثل یه آدمی که خدمت شما عرض کنم وسط بیابان پر از گل یه مقداری خوابیده خوش بهش گذشته و خوش گذرونده چرا؟ به جهت اینکه در این مجلس با این حرف ها از خدا غافل شده از محبوبش از معشوق واقعیش غافل شده و همین قسمت خواب غفلت است انسان نشسته مشغول حرف زدن حالا غیبت هم بر فرض نباشه اگر کار گناه و معصیت باشه که خیلی بدتر اگر که حرف معمولی باشه حرفهای بی فایده حرفهای لغو لذا خدای تعالی در قرآن می فرماید که قد افلح المومنون مومنین رستگارند یعنی بیدارند و رستگارند چی کار می کنند که بیدارند و رستگارند ؟ الذین هم عن الغو معرضون این مومنین از لغو از بیهوده حرف زدن بیهوده کار کردن بی فایده عمل کردن از اینها اعراض می کنند دوری می کنند خوب پس زبان هم انسان رو گاهی غافل می کنه اینها همه عوامل خواب کننده است حتی استشمام ها ۰۰۰۰۰
ادامه مطلب در پست بعد انشاءالله
از فرمایشات حضرت آیت الله استاد سید حسن ابطحی
حتی صوت قرآن بله صوت قرآن هم گاهی انسان را در بعد مادی جذب می کند بعضی قرآن خوان های خیلی استاد ٬ آنچنان انسان را به صداشون و طرز خواندنشان جذب می کنند که انسان اصلا حتی آن هایی که معنی قرآن را متوجه هستند گاهی آنچنان انسان را غافل از معنای قرآن که فقط توجه به طرز خواندن قرآنش می کنند اینها همه صداهایی است که انسان را به خواب غغلت فرو می بره چون این را بدانید معنای خواب غفلت این است که انسان به چیزی که باید متوجه باشد متوجه نباشد به چیز دیگر توجه پیدا کند مثلا فرض کنید که من می خواهم با شما حرف بزنم و لازم است که با شما صحبت بکنم یه نفر دیگه میاد کنار من میایستد حواس من پرت او می شود از شما غافل می شم این رو اسمشو می گذارند خواب غفلت حالا اگر ادامه پیدا بکنه و عمیق بشه که خیلی بدتر ه . پس هر چی که ما می شنویم با گوشمون اینها انسان رو به خواب غفلت فرو می بره قرآن برای بیدار کردن مردم از خواب غفلت است یک قرآن خوان خیلی استادی مثل عبدالباسط شما می بینید اینها غالبا در جلسات به حقیقت معنای قرآن فکر نمی کنند به صدای گوینده و طرز خواندنش توجه دارند یه جایی که چند نوع می خونه و خیلی استادی به خرج می ده می بینید الله الله شون زیادتر می شه اما اگر یک آیات عذابی باشه و یا آیات بشارت دهنده ای باشه اینها چون توجهی به معنی ندارند زیاد الله الله نمی گن این هم یک نوع غفلت به همین صورت برسه به صداهایی که صد در صد غافل کننده است مثل آوازهایی که غنا می خونند پس گوش هم انسان را به طرف غفلت می کشاند . زبان انسان هم انسان را به طرف غفلت می کشاند....
ادامه مطلب در پست بعد انشا ءالله
از فرمایشات حضرت آیت الله استاد سیدحسن ابطحی مد ظله العالی
تمام انبیاء و اولیا آمده اند که این تذکر را به همه بدهند بیدار بودن از خواب غفلت ، چون ممکن است انسان یه وقتی از خواب غفلت بیدار بشه اما بیدار باقی ماندن هم اهمیت زیادی داره حالا اگر انسان بیدار موند طبعا خودش به فکر علاج خودش می افته اما اگر خدای نکرده به خواب غفلت فرو رفت ممکن است که از معالجه روح خودش غافل بشه لذا کوشش انبیاء علیهم السلام 12400۰پیغمبر و تمام مبلغین دین بر این بوده که مردم را در خواب غفلت نگه ندارند و از خواب غفلت بیدارشون کنند همیشه انسان باید بیدار باشه چون خطر اطرافش را گرفته و نمی تواند که نجات از خطر پیدا بکند مگر با بیدار بودن و توجه کامل و حالا چرا انسان به غفلت فرو می رود این مسئله را باید تذکر داد که بتوانید انشاالله پیشگیری کنید . علت اینکه انسان زیاد به خواب غفلت فرو می رود این است که چشمش هر چی می بیند مربوط به دنیاست مربوط به مادیات است شما از عالم ملکوت اگر خیلی تزکیه نفس کرده باشید و پاک باشید با صفا باشید ممکنه چیزی را ببینید و الا چشمتون هر چی نگاه می کنه چیزهایی است که اگر یه خورده ای فکرتون هم خدای نکرده سطحی باشه چیزهایی است که جذبتون می کنه به فرش نگاه می کنید فرش های گران قیمت جذبتون می کنه ماشین آخرین سیستم جذبتون می گنه خانه بزرگ و مفصل جذبتون می کنه افراد گاهی قیافه هاشون جذبتون می کنه و خلاصه اکثر دیدنی ها مخصوصا اگر فکر انسان پست باشد اینها همه جذبش می کند وقتی جذب کرد به خودش متوجه می کند شما رو ، این از طریق دیدنی ها هر چیز زیبایی هر چیز جذابی شما رو به خودش جذب می کند همان جذب کردن خودش یک غفلتی است از معنویات و حقایق و ملکوت و خواب یعنی خواب غفلت همین که انسان مجذوب یه چیزی بشه که بدردش نمی خوره بدرد دنیا و آخرتش نمی خوره زیر پای انسان بهترین فرش ها باشه یا زیلو باشه هیچ فرقی نمی کنه بالا خره هر کدام تمیز تر برای انسان مفید تر هر کدام کثیف تر برای انسان ضررش بیشتر و همین طور چیزهای دیگر هر چیزی که هست انسان رو جذب می کنه ولی فایده ای هم نداره بر فرض برای دنیایش فایده داشته باشه تا لب گور بیشتر مفید برای انسان نیست اینکه برای روح انسان مفید و دائما باید فایده داشته باشه این ها نیستند حتی مدارک ما خیال می کنیم این ها جنبه های معنوی داره هرکه مدرک لیسانس داشته باشه دکترا داشته باشه استاد دانشگاه باشه اینها هم وقتی انسان مرد همه اینها تمام می شه بهترین پزشک دیگه تا دم مرگ بهترین پزشک است ٬ دیگه اون طرف پزشکی لازم ندارند خدای تعالی دیگه برای عالم برزخ پزشک نمی خواد به اصطلاح علوم مادی پس ببینید همه چیزهای دیدنی انسان رو به خودش جذب می کنه و انسان را به خواب غفلت می بره شنیدنی ها هم همین طور . شما هر چی می شنوید از صداهایی است که از مادیات حرکت می کنه از آ لات موسیقی گرفته تا.........
ادامه بحث در پست بعد انشاء الله
از فرمایشات حضرت آیت الله استاد سید حسن ابطحی
شیطان عین یک موجودی است که سر یک جاده ی طولانی مسافرتی شما نشسته باشد و به خدا قسم خورده باشد شیطان می دانید چه کار کرده در مقابل خود خدا به خود خدا قسم خورده که همهء شما را اغوا کند یه همچین فردی فکر کنید سر راه یه جاده ای نشسته یه همچین قسمی هم خورده که اغوینکم اجمعین قسم شدیدی رو هم انتخاب کرده به عزتک یعنی به عزت تو ٬ عزت تو این بزرگترین مساله است به عزتک اغوینکم اجمعین این قسم را خورده و سر جاده نشسته شما حالا چه کار می کنید شما می خواهید از جاده بروید گاهی چرت می زنید گاهی حواستون پرت گاهی استقامت ندارید گاهی در صراط مستقیم نیستید و گاهی نفس اماره تون روی شما کار می کنه فعالیت می کنه توی این جاده هم دارید حرکت می کنید اون دشمن هم خودشو نشون نمی ده در یک کمین گاهی ایستاده و می خواد شما رو تو پرتگاه پرت کنه میشه یه همچین چیزی را غافل باشید ؟ آیا میتونید توی یک جاده ای حرکت کنید که صد جایش را از هزار و سیصد سا ل قبل خلفای عباسی خلفای اموی شاه ها افرادی که دنیا پرست بودند صد جای این جاده را انحراف دادند من همهء اینها رو می تونم تطبیق کنم با دینمون و راههای انحرافی رو به شما نشون بدم توی این جاده شما دارید حرکت می کنید اگر یک لحظه غفلت کنید بد بخت می شوید اگر یک لحظه چرت بزنید تو دره پرت می شید چرا؟به جهت اینکه شیطان قسم خورده و بخصوص به شما خانم ها سفارش می کنم چون در روایات دارد که شیطان بیشتر از ناحیهء شما وارد کار می شود یعنی شما را بیشتر اغوا می کند نظرش به شما ها بیشتر است به جهت این که اگر شما ها انحراف پیدا کنید شوهرتون هم انحراف پیدا می کنه فرزندانتون هم که توی دامن شما با پاکی باید بزرگ بشوند آنها هم انحراف پیدا می کنند شیطان این قول را داده این تعهد را کرده خدا هم نفرموده من مانع می شم اینم بدونید خدای تعالی فرموده است که تو ای شیطان مهلت داری تا این کار را بکنی مگر با بندگان خاص خودم اونها رو نمی تونی اونهایی که بیدارند اونهایی که اطرافشون رو مواظبند اینها مخلصند تمام فکرشون رو دادند به راه شون و مقصد شون یعنی خاصه و مخلص در راه خدا حرکت می کنند شما باید در همین دنیا به مقصد انشاالله برسید شرطش هم همین است که توی همچین جاده ی پرپیچ و خم با توجه به اینکه شیطان قسم خورده با توجه به اینکه نفس اماره به سوء شما با هم دستش شیطان با توجه به اینکه راهها از هزارو چند صد سال قبل طاغوت ها قطعه قطعه اش کردند همه جا احتمال انحراف است در صراط مستقیم باید حرکت کنید و انشاالله موفق باشید.
بخشی از فرمایشات حضرت آیت الله استاد سید حسن ابطحی
مرحله بالای تقوی عصمت است ما موظف هستیم معصوم باشیم معصوم درجه ی اعلی چهارده نفر بیشتر نبودند اما در قران خدایتعالی مکرر در مکرر فرموده است واعتصموبالله انسان وقتی به عصمت رسید انس با خدا پیدا می کند . شما یک دوستی دارید که چون منافع شما دردست اوست یا طمعی به او دارید نافرمانی نمی کنید اما اگر کم کم با او مانوس شدید با او زندگی کردید شب و روز به او محبت و عشق پیدا کردید و انس با او پیدا کردید اینجا به جایی می رسید که معصوم هستید یعنی نگه داشته شده از هر بدی ٬ نگه داشته شده از تمام شرارتها و بدیها و بلکه تمام خوبیها در تو وجود پیدا می کند . خدایا مرا داخل کن در هر خیری که محمد و آل محمد را داخل کردی وخدایا مرا خارج کن از هر بدی که پیغمبر و آل پیغمبر را خارج کردی " تدخلنی فی کل خیر ادخلت فیه محمد و آل محمد و ان تخرجنی من کل سوء اخرجت منه محمد و آل محمد (ص) ." انسان انس با خدا پیدا می کند بوسیله انس تان با خدا طلب عصمت کنید خوشا به حال کسانی که به مرحله انس با خدا رسیدند آنچنان محبت به خدا دارند با خدای رحمن و رحیم انسان نشسته انس گرفته و با خدا دارد حرف می زند از مردم وحشت دارد که مبادا کسی وارد شود که مانع مناجات من با خدا شود . خوشا به حال کسانی که مرحله انس رسیدند اینها با شناخت پروردگار با انس با پروردگار به عصمت یعنی نگه داشته شده از خطا و اشتباه ٬ چشم شان چشم خدایی ٬ زبان و گوش شان خدایی است چون از یکطرف متصل به خدا هستند .خدایتعالی ازچشم آنها با آنها نگاه می کند و از زبان آنها صحبت می کند ....نمونه اش ائمه اطهار علیهم السلام و قطره اش اولیائ خدا هستند که به واعتصمو بالله عمل کردند و اعتصمو بالله خودتان را پاک نگه دارید بوسیله شناخت خدا و انس با خدا بوسیله معرفتتان بوسیله امام زمان تان از انس با امام زمان تان ٬ فکر نکنید ما گوسفندانی هستیم که صاحب نداریم اگر بوسیله او معصوم شویم این دوجمله تحقق پیدا کرده در قران آمده یا ایهاالذین آمنوااصبروا وصابروا رابطوا ...(مبارکه آل عمران آیه 200) رابطه پیدا کنید با امام زمان تان (منظور برقراری انس با آنحضرت و داشتن ارتباط روحی) . همانطور که خدایتعالی فرموده واعتصمو بحبل الله و شش مورد واعتصمو بالله یعنی امام زمان تان را بشناسید و بوسیله او معصوم شوید خودتان را نگه دارید با انس با خدا و لغتا" معصوم می شوید حضرت معصومه سلام الله علیها واقعا" معصومه بود و یا حضرت ابالفضل علیه السلام آنها معصوم بودند . یعنی همه می دانند که شما گناه نمی کنید و نسبت به شما آرامش پیدا می کنند همانطور که مردم به انبیاء سلف اطمینان داشتند نفسی که همه به آن اطمینان داشتند ائمه اینطور بودند . کسی که بوسیله انس با خدا خودش را از همه چیز حفظ کرده دیگر منافق نخواهد بود او ممکن نیست غیبت کند اگر انسان به این مرحله رسید و در صف معصومین قرار گرفت یک مجتهد و عالم است عالم کسی است که خودش را تزکیه کند خدا را بشناسد معتقد به خدا شود سخنی بگوید و سخنی بشنود که این اسمش حکمت است خدایا بوسیله خودت من تو را شناختم دستم را بطرف تو دراز کردم و قلبم را پاک کردم خودم را لایق کردم . العلم نور...علم نوری است که خداوند دردل افرادی که با او انس دارند در دلش می تاباند آنوقت تمام اعضای او خدایی می شود و خودش تنها با خدا مانوس می شود و عصمت مقام ارفع که انسان صد درصد یدالله شود مثل امام حسن علیه السلام است .
ازفرمایشات حضرت آیت الله استاد سید حسن ابطحی
یکی از وازه هایی که در قرآن مکرر در مکرر و در عبادات به آن سفارش شده تقوی است تقوی که معنای نگهداری خود است مراتبی دارد . مرتبه اول تقوی : همین که انسان گفت من مسلمانم و پایبند به قوانین اسلام شد واجبات را انجام دهد و محرمات را ترک کند . گاهی انسان از نظر روحی بقدری مریض است که بسیار مشکل است که بتواند محرمات را ترک کند و افراد مریض که قلب و روحشان مریض است خواهی نخواهی دوست دارند معصیت کنند و در اسلام آمده تقوی داشته باشد و خودش را از معصیت حفظ کند . و گناه علنی حرمت خدا و قوانین الهی را از بین می برد گناه علنی شدیدا" خدا را به غضب می آورد . گناه علنی راه گناه باز کردن برای دیگران است . لذا ائمه اطهار همیشه در سفارشاتشان همان تقوای درجه ی اول را سفارش می کردند که آن ترک گناه و انجام واجبات است که باید عموم مردم رعایت کنند چه آنهائیکه روحشان سالم است یا مریض است .به خدا اگر مردم به همین آیه اتقوالله عمل می کردند الان امام زمان در غیبت نبود و طبعا" حضرت غایب نمی شدند چون وقتی ما با خدایتعالی جنگ نکردیم با امام زمان جنگ نگردد آسان است و مشکلی وجود ندارد و الا همان برنامه هایی که با اجداد ش انجام دادیم ٬ امام زمان را هم یا می کشیم یا مسموم می کنیم بنابراین یک دانه ای که از عظمت و مظهریت خدا مانده باید در غیبت باشد تا مردم بتوانند پذیرای وجود مقدس او باشند پس همین رعایت درجه اول تقوی باعث ظهور و عدم آن باعث غیبت می شود . مرتبه دوم تقوی : انسان دلش را روحش را از امراض نگه بدارد یعنی اگر دارای امراض روحی است آنرا معالجه کند و خلاصه طبق آنچه در ایات و روایات هست تهذیب نفس کند نفس اش را رام کند این نفس سرکش است اگر انسان تزکیه نکرد ٬ او را به راهها و چاه های بدی می رساند اگر یک اسب چمو ش سوار شوید او آنچنان شما را اینطرف و آنطرف می برد و شاید چند لگد هم بزند و اگر داخل ایتهاالنفس المطمئنه ... نشد انسان را بالاخره به جهنم سرنگون می کند پس انسان باید مرحله دوم تقوی را هم در خودش پیاده کند و قلب و روحش را از امراض پاک کند مرحله اول اعضاء و جوارحش از گناه پاک شود و دوم روحش از امراض پاک شود . 3 – از هر فکری و نیتی که خلاف خواست پروردگار باشد خودش را حفظ کند و حتی فکر گناه و معصیت را هم نکند ..... انشاءالله ادامه دارد
از فرمایشات حضرت آیت الله استاد سید حسن ابطحی
اگر مردم به کفر تشویق نمی شدند گاهی به خصوص زمان ما با این صنایع و اکتشافات و مال ٬ دنیا انسان را آنچنان به طرف خود می کشد که به هیچ وجه گاهی انسان به یاد خدا نمی افتد . اگر خدا کمک بکند به همین مساله ای که جاذبه بسیار خوب ظاهری دارد ٬ مردم همه کافر می شدند خدا را ترک می کردند الان هم تقریبا همین طور شده آنچنان که ما از همه چیز می بینیم چیزهای ظاهری است و با حواس ظاهریمون سر و کار دارد . اگر ما دیدیم یک نفر کافر سالم است خیال می کنیم به خاطر کفرش سلامتی دارد یا اگر دیدیم که او ثروتمند است ما گمان می کنیم که به خاطر کفرش ثروتمند شده . به طور کلی دنیا از نظر اولیاء خدا چه برسد به خدای تعالی ارزش نداره به هیچ وجه ارزش نداره . دنیا و آنچه در دنیا هست تحت رحمانیت پروردگار که این رحمانیت پروردگار به شمر و دشمنان خاندان عصمت و طهارت علیه السلام هم داده شده و شامل آنها می شود این را بدانید خدای تعالی در قرآن درباره دنیا فرموده است : " انما الدنیا لعب و لهو " انما کلمه حصر است یعنی جز این نیست حتی اگر شما در دنیا که محل امتحان شماست دل بهش بخواهید ببندید بخاطر اینکه می دانید که دنیا محل گذر محل امتحان است ٬ دل بستن به دنیا بیهوده است . چرا ؟ علت چیه ؟ چرا دنیا لهو است؟ علتش این است که زود گذر است ٬ همیشه مال ما نیست چیزی که همیشه مال شما نباشه این بیخود است هر روز برید قبرستان ببینید چقدر وارد میشوند دنیا را لهو و لعب بدانید دل به دنیا نبندید خدای تعالی می فرماید : رحمانیت من اگر یک مصلحتی را منظور نمی کرد ایجاب می کرد هر کس کافر تر بود بیشتر در دنیا بهش می دادیم چون دنیا که ارزش نداره یک کسی آمده تمام طلاها و سکه هایی که داشته می گه این ها را نمی خوام یک مشت از این کاه ها به من بدهید بیا این انبار کاه مال تو خوب دقت کنید رحمانیت پروردگار ایجاب می کنه که همه کفار سقف هاشون از نقره باشه متکاشون از بهترین چیزهای نرم باشه تمام این چیزها رو ما بهشون می دادیم اما یه مصلحتی رو ما منظور می کنیم و اون انشا الله نصیب شما ها نشه و اون مصلحت اینه که همه می رفتن به طرف این کفاری که سقفشون از نقره است . 150 سال دست بالا زندگی توی این دنیا با کمال خوشی تو که اینقدر پول داشتی که سقف خونتو از نقره گرفتی اینقدر پول داشتی که نردبان پله های منزل تو از نقره و اینها درست کردی بهترین کاخ ها درست کردی همشون در مقابل بی نهایت نعمتهای قیامت و بهشت و بهشتی که به اندازه آسمانها و زمین است ٬ این چه ارزشی داره اما یه بدبختی اینجا هست که همون سبب شده که خدا به آنها هم نده و اون چیه؟ که همه ما می رفتیم اون طرف ٬ کدخدای ده اگر بخیل باشد همه بخیل می شوند تا یه روزی کد خدا بشن مردمی خوب خوب تربیت می کنند و مردمی بد، بد تربیت می کنند.
خدای تعالی می فرماید اینها همه متاع زندگی دنیاست آقا شما می خواهید امتحان بدهید تو جلسه امتحان نشستید صندلی از طلا باشه بهتره یا از چوب می گوئید فرقی نمی کنه من امتحان بدم این یک ربع برم خوب امتحان بدم اون مهم است . تقوا اساس همه کار هاست و به جایی می رسید که دیگر نمی خواهید گناه کنید و با اشتهای کامل به طرف خوبی ها می روید و از تمام بدی ها دور می شوید همون طوری که انبیاء بودند لذا خدای تعالی می فرماید معرفت خدا را پیدا کنید و تقوا داشته باشید و با حبل خدا ٬ با معرفت خاندان عصمت و طهارت علیه السلام شما خودتان را به عصمت از گناه برسانید چون خدا امر کرده نباید گناه کنید باید واجباتتان را انجام دهید .
از فرمایشات حضرت آیت الله استاد سید حسن ابطحی
گاهی یک مسلمان با پیغمبر هیچ قرابت روحی ندارد اگر پیغمبر سخی است این بخیل ٬ اگر پیغمبر رحمت للعالمین است این حسود ، تنگ نظر و بدبین با اینکه عمر لعنه الله علیه از نظر حتی شاید قرابت چون او هم از قریش و از نظر زندگی ظاهری به پیغمبر اکرم خیلی نزدیک بود اما شاید در کره زمین از حضرت آدم تا خاتم گرفته کسی که با پیغمبر فاصله اش زیادتر از همین عمر باشد نیست چرا؟ به جهت اینکه از نظر روحی فاصله اش زیاد است . قرب جسمی هیچ ارزشی ندارد . امام صادق علیه السلام فرمودند : ولایت من و اینکه من تحت فرمان علی بن ابیطالبم و ایشان را دوست دارم برای من ارزشش بیشتر از این است که من از او و فرزند او هستم . برای کسانی که عقلشان به چشمشون است اگر یک نفر خوش رنگ و خوش لباس و ... اینها بود براش ارزش قائلند اما اگر یک نفر راست و درست و با کمال بود ارزش براش قائل نیستند اگر انسان حیوان نباشد باید روز به روز ترقی بکند . پارسال تو چطور بودی امسال اگر بهتر از پارسالی ارزش داره اگر امسال بدتر از پارسال شد یک پول ارزش نداره اینهایی که عقلشان به چشمشان است قرابت های ظاهری را می بینند یک فردی که ولی خداست فرزندش اگر از نظر روحی بهش نزدیک نباشه دورش می داند مانند حضرت نوح و فرزندش ٬ که بدلیل نداشتن قرابت روحی خدا فرمود او از اهل تو نیست او عمل غیر صالح می کند اگر کسی جنبه های جسمی را توجه کند و به جنبه های روحی توجه نکند جاهل هست و مثل شیطان که حضرت آدم را در بعد بدنی فقط دید و خودش هم در بعد بدنی ، چون جهل مطلق شیطان است . از آن طرف حضرت یعقوب چهل سال برای پسرش گریه کرد یوسف مثل یعقوب بود قرابت روحی داشت آن جدایی مشکل است . امام رضا علیه السلام فرمودند من با برادرم زیر یک سقف نمی نشینم عرض کردند این قطع رحم نمی شود حضرت فرمودند صله رحم من در این است . آقا قطع رحم میشه ؟ بشه . می گوید من می رم خونه اقوامم ده تا غیبت می شنوم ده تا گناه متوجه می شم تمام کارهاش شیطنت است ٬ می خواد منو از خدا دور بکنه من پاشم برم آنجا بشینم ؟ این چه صله رحمی است ؟! شما از اینجا قطع می کنید به یک جای دیگر وصل می کنید . شما از خدا ٬ پیغمبر و دین و احکام و قرابت روحی قطع بکنید آن وقت این طرف را وصل کنید ؟ طبعا" با خدا قطع کردی و با اقوامت وصل کردی . خوب اگر اینها ترجیح دارند نسبت به خدا برایت ؟! ٬ شما بکن اگر جنبه های حیوانیت مقدم بر جهات روحیت است انجام بده ! .
لذا رسما عرض می کنم اگر یک گناه حتی در خلوت بکنید قرابت تان را با خدا با پیغمبر با خوبان با اولیاء خدا قرابت روحی تان را قطع کردید و قرابت ظاهری تان را حفظ کردید حالا بگویید آقا بچه ام ، برادرم و فامیلم این را بدانید محبت محدود است اگر با خدا قطع کردی با شیطان وصل کردی .
از فرمایشات حضرت آیت الله استاد سید حسن ابطحی
امشب شب عاشورا است ٬ باید امشب تصمیم بگیرید هرکس می خواهد فردا دنبال گناه و معصیت برود و قلب سید الشهدا ء و امام زمان علیه السلام را برنجاند ٬ برود . ما می خواهیم تصمیم بگیریم ٬ تصمیم بگیرید می خواهید با خاندان عصمت (ع ) باشید یا نه ٬ همه تان می توانید الان در دل با امام حسین و حجه ابن الحسن ( علیهما السلام ) صحبت کنید با خدا قرار داد ببندید ٬ خدا می داند اجل در تعقیب ماست با لاخره خواهیم مرد ٬ بالاخره از بین می رویم . کاری بکنیم که تا از دنیا رفتیم حضرت سید الشهدا بغل باز کند و بگوید عزیزم آمدی ؟ خوش آمدی . حضرت بقیه الله ارواحنا فداه یک ظرف بیاورند که تو تشنه ای ٬ از راه دور آمده ای و با دست خود و با جام خود به شما شربتی بدهند که هیچگاه تشنه نشوید و روحتان دچار ضعف نشود (بکاسه و بیده ریا" رویا" هنیئا") همه باید انشاءالله امشب این تصمیم را بگیریم که ما باید با حضرت ولی عصر باشیم . باید با سید الشهدا باشیم .(معکم معکم لا مع غیرکم) یا ابا عبدالله صدای شما همواره در گوش ما طنین می افکند که هرکس می خواهد با ما باشد بماند و هرکس که می خواهد با ما نباشد برود ٬ ام کلثوم می گوید من نگاه می کردم می دیدم دسته دسته می روند و برادرم را تنها می گذارند. یا بقیه الله ما انشاءالله نمی رویم تعهد می کنیم که مطیع شما باشیم. حاضرید این جملاتی را که آنها گفتند شما هم خطاب به امام زمانتان بگویید؟ یا ولی الله یا بقیه الله ٬ اگر ما را قطعه قطعه کنند بدنمان را آتش بزنند دوباره و سه باره و ده مرتبه این کار را تکرار کنند دست از دامن تو بر نمی داریم . با امام زمانمان امشب که شب عاشورا است قرار می بندیم و در خیمه های امام زمان علیه السلام و برای یاری آن حضرت و احیای امر آن حضرت می مانیم و دست رد بر سینه هوای نفس و شیطان و شیطان سیرتان می زنیم .
گزیده ای از سخنان حضرت آیت الله استاد سید حسن ابطحی (مدظله العالی) عاشورای 1421
حضرت علی علیه السلام وائمه اطهار علیهم السلام و امروز امام زمان علیه السلام دست خدا، زبان خدا، نور خدا و ولی و سرپرست از جانب خدا ، برای بشری هستند که وقتی از مادر متولد می شود ، هیچ نمی داند.وقتی هم که بزرگ شد باز هم هیچ نمی داند و فقط اندکی از ظواهر مادی دنیا را می بیند و بس و از اسرار و رموز خلقت اطلاعی ندارد، مثل کودکی دو ساله که در بیابان بی آب و علف و کویری است که نه راه را می داند ،نه می تواند خود را نجات دهد. علی علیه السلام دست مهربانی است که خدا آن را به سوی بشر دراز کرده و ائمه اطهار علیهم السلام یک به یک چنین هستند،اگر ما چشم داشتیم و این دست پر محبت و قدرتمند را می دیدیم امروزدر چاه غیبت و در تاریکی های آن باقی نمی ماندیم .
اما ما کودکان خردسالی هستیم که این دست را به جهالت خود پس زده و طبق هوای نفس خود زندگی می کنیم و اگر این جهالت نبود و ما بیدار می شدیم ، نمی گذاشتیم غدیر خم به صورت خاطره باقی بماند ، بلکه بلند می شدیم و حرکت می کردیم و با امام زمانمان ،به جای علی بن ابطالب علیه السلام بیعت می کردیم و به دنبال او می گشتیم و می گفتیم ((این وجه الذی الیه یتوجه الاولیا))؛ آرام نمی نشستیم ،خوابمان نمی برد و تا آن حضرت را پیدا نمی کردیم و ظهورش را از خدای تعالی نمی گرفتیم ، ساکت نمی شدیم ؛این ها همه کوتاهی های خود ماست ،غافلیم و روحمان در خواب عمیقی فرو رفته است. مسلمانان آن روز هم همین غفلت را داشتند و لذا بیعت علی بن ابطالب علیه السلام را شکستند و نفهمیدند چه کردند ، همان طور که ما امروز چنین هستیم و نمی فهمیم با امام زمانمان چه کار می کنیم و غافلیم از این که هر روز را صبح می کنیم و آقایمان هنوز غائب هستند؛ باید بدانیم که با آن حضرت پیمان شکنی کرده ایم ،که غیبت آن بزرگوار ادامه پیدا کرده است.
ما اگر می فهمیدیم امام علیه السلام ید الله است،عین الله است، اذن الله است و وجه الله است ، دیگر غیبت برایمان پیش نمی آمد واصولا غیبت و محرومیت از امام زمان ارواحنا فداه برای کسی یا جامعه ای پیش می آید، که به امام زمان علیه السلام معرفت ندارد. دیگر امراض زمان غیبت که همه اش امراض روحی و صفات رذیله است به وجود نمی آمد .همه اش به خاطر این است که اهل بدن و مادیات هستیم و اگر به ائمه اطهار علیهم السلام توجهی می کنیم،بیشتر توجه مان به همین بدن و مادیات است، و حال آن که آنها برای معالجه بدن و جنبه های حیوانی ما نیامده اند.
شما اگر اسب زیر پایتان را به مطب دکتر ببرید و بگویید آقا، این حیوان را آورده ام شما معالجه اش کنید! با آن که می دانید این دکتر برای معالجه خود شما لباس پوشیده و آمده آن جا نشسته و به شما وقت داده ،اگر تواضع کرد و خودش را پایین آورد و به اسب شما رسیدگی کرد، فکر نکنید این خیلی مهم است ؛این معجزات که ائمه علیهم السلام کور را شفا می دهند، یا سرطانی و امثال آن، هر چند باید معجزات ائمه اطهار علیهم السلام را برای مردم بیان کرد، اما این ها برای این بدن خاکی و اسب زیر پای شما است ، شما روح و قلب تان را باید تحت معالجه قرار بدهید، نه این اسب را هر چند بعد از معالجه روح ، به این بدن هم باید رسیدگی کرد ،اما می خواهم بگویم که غفلت ما از روح و امراض روحی مان باعث شده از هدف غافل شویم و امام زمانمان تنها بماند و غیبت آن حضرت روز به روز ادامه پیدا کند.
از فرمایشات استاد معظم آیت الله سید حسن ابطحی(مدظله العالی) ذی الحجه ۱۴۲۶ قمری